گشتالت درمانی Gestalt Therapy Pearls
ارسال شده در ۱۹ / ۱ / ۱۳۸۷ در ساعت ۱۳ و ۴۵ دقيقه

 

 

 

گشتالت درماني فردريك پرلز             Gestalt Therapy  Pearls  

 

گشتالت يعني كل سازمان يافته  و هدف گشتالت درماني كمك به افراد است تا بصورت كل در آيند و از اجزاء از هم گسيخته به خود هماهنگ و وحدت يافته برسند اين وحدت به فرد كمك مي كند كه از وابستگي به ديگران در آيد و به كفايت شخصي برسد و از حمايت ديگران به حمايت شخصي و دروني كه توام با استقلال است برسد.

چنين شخصي ديگر به همسر ، مدارج علمي ، عناوين شغلي ، سپرده بانكي ، و حاميان بيروني وابسته نخواهد بود .

به نظر پرلز وقتي فرد دچار اختلال و اشكال مي شود كه افكار و احساسات خويش را قبول نداشته و آنها را از خود نداند در اين صورت قدرت و توانائي فرد كم مي شود و وحدت و هماهنگي خود را از دست مي دهد .

هسته اصلي گشتالت درماني آگاهي  است كه در اثر رابطه متقابل فرد و محيط توسعه مي يابد و هماهنگ مي شود .

وظيفه درمانگر در گشتالت درماني :

وظيفه درمانگر اين  است كه به مراجع كمك كند  تا برموانعي كه جلوي آگاهي او را گرفته غلبه كند .

در رواندرماني درمانگر علاوه بر تاكيد روي محتواي گفتاري مراجع به حركات و سكنات و رفتارغير كلامي وي نيز توجه دارد .

در گشتالت درماني رواندرمانگر مراجع را در وضعيت تعارضي قرار مي دهد تا مراجع خود  راه حل خاص خود را بيابد و استعداد هاي خاص خود را رشد دهد.

حالا و اينجا از جمله موضوعاتي است كه در گشتالت درماني داراي اهميت خاصي است

 بايد در حال و اينجا زندگي كرد و شامل آن چيزي ميشود كه ما از آن آگاه هستيم .

پرلز گشتالت را گرايش مشترك نوع بشر بسوي تماميت و كامل كردن خويش كمال گرائي مي خواند و هر چه گشتالت يعني كمال گرائي را منع كند به وضعيت ناتمامي مي انجامد كه زيان آور است و باعث ناسازگاري است .

يكي از راههايي كه فرد مي تواند به اجزاء از هم پاشيده خويش آگاهي يابد تكنيك صندلي خالي است  ( Empty chair  ) مراجع  فرد  يا شيء  يا عضو مورد نظر را در صندلي روبرو تصور مي كند و با اين چيز خيالي صحبت مي كند و آن چيزي را كه در ذهن دارد با او در ميان مي گذارد .

تكنيك هايي كه در گشتالت درماني بكار گرفته مي شود :

1-       افزايش آگاهي : به فرد كمك ميشود آنچه را در اين زمان احساس مي كند بيان كند.

2-       بكار بردن ضمير شخصي من : بخاطر اينكه تجربيات خويش را جزاي از خود احساس كند .

3-       جملات خبري بجاي جملات سئوالي ، كه خود را بيان كند.

4-       بكار بردن لغت نمي خواهم بجاي لغت نمي دانم براي پذيرفتن مسئوليت و غالب آمدن بر ترس خويش .

5-       پرسش از چگونگي و چه خبر بجاي چرائي رفتار بخاطر تجربه و حس كردن رفتار خويش .

6-       تشريك مساعي كردن در پيش بيني و اظهار نظر ها بصورت بيان كردن نظرات خود با جملات ؛به نظر من ، فكر مي كنم ...

7-       گذشته را به حال آوردن براي دريافتن وضعيت فعلي رفتار.

8-       بيان تنفر ها و قدرداني ها .

9-       تاكيد درمانگر به رفتار ظاهري مراجع .

                                                  پاكزاديان

                                        روانشناس باليني

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

         روانشناسی کمال                             تالیف دوآن شولتس ترجمه گیتی خوشدل 

Growth Psychology by Duane Schultz                                                      

         نظریه های شخصیت                        تالیف دکتر علی اکبر سیاسی